خب ، بذار از یه سوال ساده شروع کنم:
تا حالا شده حتی وقتی کارتت پر از پوله، بازم استرس پول نداشتن از ته ذهن بزنه بیرون؟ یا با اینکه یه درآمد نسبی داری، باز فکر ورشکستگی، بیپولی یا حتی نداشتن کرایه تاکسی اذیتت کنه؟ اگه آره، شاید داری با یه چیز جدیتر از یه نگرانی روزمره زندگی میکنی: یه چیزی به اسم peniaphobia یا همون فقرهراسی.
فقرهراسی یعنی چی اصلاً؟
فقرهراسی یا Peniaphobia، یه نوع ترس مرضیه که فرد بهطور مداوم از فقیر شدن یا نداشتن پول وحشت داره، حتی وقتی در عمل فقیر نیست.
این فقط یه نگرانی معمولی نیست. یه جور فوبیاست، مثل ترس از ارتفاع یا ترس از عنکبوت. اما این یکی، نامرئیتر و خزندهتره؛ چون با روان آدم بازی میکنه.
علائم رایج فقرهراسی:
- وسواس به ذخیره پول و عدم خرج حتی برای نیازهای ضروری
- احساس گناه بعد از هر خرید (حتی خرید یه قهوه ساده)
- اضطراب مزمن درباره آینده مالی
- رفتارهای پرخطر اقتصادی برای جلوگیری از فقر (مثل قمار یا سرمایهگذاریهای بیپایه)
تو ایرانِ ما، فقرهراسی یه جور PTSD اقتصادیه
حالا بیایم روی زمین خودمون: ایران.
تو جامعهای که تورم مثل هیولای چندسر هر روز یه شکل جدید میگیره، و نرخ ارز با حال ما بازی میکنه، فقرهراسی دیگه فقط یه اختلال روانی نیست، یه جور مکانیسم بقاست.
چرا تو ایران این فوبیا شدیدتره؟
- خاطرات جمعی از بحرانها: از صف روغن و مرغ گرفته تا شوک ارزی ۹۷ و سقوط بورس
- نداشتن امنیت شغلی و درآمد پایدار
- فضای مجازی و مقایسههای سمی: وقتی همه تو اینستاگرام در حال ولخرجیاند و تو دنبال “تخفیف آخر هفته” هستی
- فرهنگ آبرو: تو فرهنگ ما فقر فقط یه مشکل مالی نیست؛ انگار یه لکه ننگه

فقرهراسی در آیینه آمار: وقتی ترس به رفتار جمعی تبدیل میشه
بیا یه نگاهی بندازیم به ویترین واقعی جامعه؛ اونجایی که ترس از فقر، خودش رو با عدد و رفتار نشون میده، نه فقط با احساس.
شاید هیچوقت هیچ ایرانیای بلند نگه نگه: «آره من از فقر میترسم!»
ولی یه نگاه به گوگل ترندز، بورس، ارز دیجیتال و سایتهای شرطبندی کافیه تا بفهمی چقدر عمیق و بیصدا، فقرهراسی داره کنترل ذهنها رو بهدست میگیره.
۱. انفجار شرطبندی آنلاین: وقتی «رؤیای یکشبه پولدار شدن» فریاد میزنه
طبق گزارشهای غیررسمی، گردش مالی سایتهای شرطبندی در ایران در سال ۱۴۰۲ به چند هزار میلیارد تومان رسیده.
شوک شدی؟ خب حق داری.
وقتی جوان ایرانی شغلی نداره، سرمایهای برای راهاندازی کسبوکارش نیست، و امیدی به بهبود اوضاع هم دیده نمیشه، چیزی مثل یه سایت بت با شعار: «یه شب، یه کلیک، یه ماشین لامبورگینی!» تبدیل میشه به فانوس در تاریکی.
این دیگه صرفاً «تفریح» نیست؛ یه جور فرار روانی از فقر و اعتماد نکردن به آینده اقتصادیه.
۲. حمله به صرافیها: دلار بالا بره یا پایین بیاد، صف داریم!
یه اتفاق عجیب فقط تو ایران میافته:
قیمت دلار که میره بالا، مردم صف میبندن تا بخرن.
قیمت دلار که میاد پایین، بازم صف میبندن… تا نذارن بیشتر بیاد پایین!
یعنی مردم نه با بالا رفتن خوشحال میشن، نه با پایین اومدن.
چرا؟ چون اعتماد از بین رفته.
چون همیشه حس میکنیم یه چیزی قراره از دست بره… یه فرصت، یه سود، یا بدتر از همه: آینده.
اینجاست که پدیده «panic buying» (خرید وحشتزده) که تو دوران کرونا تو دنیا دیدیم، تو ایران به یه روال همیشگی تبدیل شده. فقط موضوع خرید فرق کرده: اونجا ماسک و دستمال بود، اینجا دلار و تتر!
فرهنگ + اقتصاد + آمار = خاک حاصلخیز فقرهراسی
اگه این بخشها رو کنار هم بذاریم، یه تصویر واضح درمیاد:
اقتصاد ناپایدار + رسانههایی که ناامیدی پمپاژ میکنن
کودکیهایی که با «نداریم، نمیتونیم» بزرگ شدن
جامعهای که موفقیت رو فقط توی پول دید و پول رو فقط توی شانس یا رانت
نتیجه؟ یه ملت باهوش، بااستعداد و خلاق… اما با یه ترس پنهان که هر روز شکل عجیبی به خودش میگیره: از خرید جنونآمیز دلار تا توهم برد تو سایت بت.
اگه بخوام یه جمله بگم برای این بخش، میگم:
ما از فقر نمیترسیم؛ از بیپناهی در برابرش میترسیم
از روانشناسی تا فلسفه: ترس از فقر یا ترس از بیمعنایی؟
خب حالا بذار یکم عمیقتر بشیم…
اگه خوب فکر کنیم، ترس از فقر فقط ترس از نداشتن پول نیست. پشتش یه ترس بزرگتر خوابیده: ترس از ناتوانی، از دست دادن کنترل، بیارزشی، و حتی بیمعنایی زندگی.
همونطور که “اریک فروم” میگه، بشر از آزادی هم میترسه، چون آزادی یعنی مسئولیت. حالا فرض کن فقر یعنی حتی آزادی تصمیمگیری هم ازت گرفته بشه. اینجاست که فقر تبدیل میشه به یه نماد عمیق از ناتوانی وجودی.
یه تئوری جالب از دیدگاه اگزیستانسیالیسم:
در مکتب اگزیستانسیالیسم، بشر مدام در حال تلاشه تا به خودش معنا بده. اما اگه حس کنه فقیره (نه فقط مالی، بلکه در «بودن»)، دچار پوچی میشه.
فقرهراسی در واقع میتونه نمایانگر ترس از بیاهمیت بودن هم باشه.
راهکارهایی برای مواجهه با فقرهراسی (نه فقط روانشناسانه، بلکه فرهنگی و اقتصادی)
۱. آگاهی و پذیرش
اول باید بپذیری که داری با یه ترس واقعی سروکار داری، نه یه ایراد شخصی. این ترس در یه سیستم ناسالم شکل گرفته.
۲. برنامهریزی مالی، نه وسواس مالی
بجای اینکه با هر خرجی اضطراب بگیری، یه بودجهنویسی ساده ولی منطقی انجام بده. بدون کنترل خرج، ذهن مدام درگیر میمونه.
۳. تغییر روایت ذهنی درباره پول
پول رو نه دشمن بدون، نه منجی. فقط ابزاره، نه بیشتر. این همون نقطه تعادلیه که خیلیا توش گیر میکنن.
۴. گفتگو درباره فقر (بدون شرم)
در فرهنگ ما حرف زدن از بیپولی تابوئه. ولی باید این تابو رو شکست. فقر یه وضعیت اجتماعیه، نه یه ویژگی شخصی.
۵. بازنگری در ارزشها
اگه قراره فقرهراسی تو رو از لذتهای ساده زندگی محروم کنه، پس دقیقاً کی باید زندگی کرد؟ شاید باید تعریف موفقیت و امنیت مالی رو دوباره بنویسیم…
جمعبندی سالارانه: ترسی که باید باهاش رفیق شد
رفیق، peniaphobia رو نمیشه با یه قرص حل کرد.
این یه ترسه که باید بهش نگاه کنی، بشناسیش، باهاش حرف بزنی، و ازش یاد بگیری. گاهی لازمه بفهمی که ترس از فقر، تو رو به سمت رشد هل میده. اما اگه افسار زندگیتو دست بگیره، اون وقته که باید ترمز بکشی.
همهمون تو این بازی نوسان اقتصادی یهجوری درگیر این ترس هستیم. ولی قراره با هم یاد بگیریم چطوری ثبات روانی داشته باشیم حتی اگه ثبات مالی همیشه نباشه.


