Anten Ghury (Introduction)

Anten Ghury

Anten Ghury (Introduction)

Here is a New Story based on reality lies which i decided to write about what happenedand didn’t exactly happened to me!

here is the introduction of it.

i have decided to write it in Persian due to importance of abbreviations and purpose of unique type of writing system which i made myself :\

یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود

مدتی بود که تو فکر داستان نویسی بودم ، نه اینکه نوشتار یا گفتارم خوب باشه نه اصلا… من فقط ترجیه یا ترجیح دارم یا میدم که شاید بتونم اتفاقات زندگیمو به شکلی جدید و به سبک خودم بنویسم.

علاقه ی زیادی به رمز و راز و اختصارو پیچیده کردن مطالب دارم ، برای همین شاید به دل خیلیا نشینه و حتی زحمت خوندن یه بخش رو هم به خودشون ندن. من تصمیم خودم رو گرفتم ، بیان واقعیات به شکلی که بدون فکر امکان پذیر نباشه!داستان انتن قوری اولین تلاش من برای ثبت خاطرات از دست رفته و تراوشات خسته کننده ی ذهن شاید مریض منه که به مناسبت هیچ اغاز کردم!

چرا انتن قوری؟ کسایی که داستان رو بخونن متوجهش میشن ، البته امیدوارم! دلیل جدا از شباهت هم میتونه بی ربط بودن این دو یعنی آنتن و قوری باشه.

این داستان برمیگرده به دو سال پیش ، دقیقا وقتی که با تنهایی تازه به سر رسیده ی خودم دست و پنجه نرم میکردم … از اولشم تنهایی یکی از بهترین دوستام بود چون ضرری به کسی نمیرسوند.

قبل از شروع ماجرا باید بگم که این داستان به هیچ وجه قابل استناد نیست با اینکه قابل اثبات و استنباط هست.

به مرور و با ساخت رموز و کلمات پیچیده ی بعدی این پست به روز میشه و با مراجعه به همین صفحه میتونین راهنمایی بگیرین.

خب شروع میکنیم…

Comments ( 3 )

  • Salarkhiabani

    this is my first comment to test things!

      • Salarkhiabani

        thanks !

Leave a Comment

>